مرتضى راوندى

28

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

تحقيق قرار گرفت . اختلاط و آميزش زبان‌ها « مردم سغدى زبان ، چون به فارسى گرائيدند ، برخى از عناصر زبان خود را ، به‌خصوص لغات آن را وارد زبان فارسى كردند ؛ بدين‌طريق ، چنان كه هميشه در جريان برخورد و اختلاط زبان‌ها پيش مىآيد ، زبان فاتح ، تركيب لغوى خويش را ، با قبول بخشى از لغات زبان مغلوب ، غنى ساخت . زبان فارسى ، به همين طريق لهجه‌هاى محّلى نواحى كوهستانى طخارستان را نيز مغلوب و وادار به عقب‌نشينى كرد . . . بدين‌قرار معلوم مىشود كه در نتيجهء جريان برخورد و اختلاط زبان پارسى با زبان‌ها و لهجه‌هاى باستانى شرقى ايرانى ماوراء النهر ، جريانى كه بيش از هزار سال طول كشيد ، مردمى كه به لهجه‌هاى سغدى و سكايى ، طخارى سخن مىگفتند به‌تدريج به زبان فارسى و تاجيكى كه براى آنان تازگى داشت و مربوط به لهجه‌هاى جنوب غربى ايران است ، تكلم كردند . » « 1 » برخورد و اختلاط زبان‌هاى ايرانى با غير ايرانى در طول تاريخ ادامه داشته است ، چنان كه قبايل ترك زبان صحرانشين در طى حركت به سوى مغرب ، در نخستين قرن‌هاى بعد از ميلاد ، تركستان شرقى ( تركستان چين ) را اشغال كردند و زبان‌هاى محلى با گذشت زمان در نتيجهء برخورد و اختلاط با زبان‌هاى تركى از پاى درآمدند . پس از انتشار زبان فارسى در ماوراء النهر از فشار زبان تركى بر زبان‌هاى ايرانى كاسته نشد ، مىدانيم كه در قرون وسطا ، زبان پارسى به مراتب بيشتر از امروز در آسياى ميانه متداول بود . . . تمام احكام و فرمان‌هاى خوارزمشاه ( تكش ) در قرن ششم هجرى ( دوازدهم ميلادى ) به زبان فارسى بوده و مفاد اين احكام در ميدان‌ها به وسيلهء جارچيان به سمع عامه مىرسيده است . « بنابراين ملاحظه مىشود كه در ظرف مدت قريب يك هزار و پانصد سال ، در سرزمين‌هاى وسيع آسياى ميانه و فلات ايران ، زبان‌هاى ايرانى به شدت در مقابل السنهء خارجى ، مخصوصا زبان تركى در تحت فشار قرار گرفته ، و گاه عقب‌نشينى كرده است ؛ در نتيجه اين جريانات بخش مهمى از مردم ايرانى ، زبان قديمى ممالك مزبور ( خوارزميان و سغديان و مردم ايرانى زبان آذربايجان ) كلا يا بعضا به زبان تركى متكلم گشته ، جزو ملت‌هايى كه در آن سرزمين تشكيل شده درآمده‌اند ؛ . . . معهذا ، نبايد پنداشت كه در جريان برخورد و اختلاط زبان‌هاى ايرانى با السنهء خارجى ، زبان‌هاى ايرانى هميشه عقب نشسته و تركى يا زبان ديگر جاى آنها را گرفته است . . . پس از ظهور اسلام ، على رغم

--> ( 1 ) . مقدمه فقه اللغه ايرانى ، پيشين ، ص 236